تبليغاتX
سرد خونه
خوب بهتره که یه کم باب آشنایی رو باز کنیم هان؟

خوب منم مث خیلی از شماها لارس رو میشناسم. ما با هم همکلاسیم توی کارگاه شعری

که اینجا هست و پاتوق ماس. راستی شادی اسم من نیست... یه لقبه که چون تو شعرام خودمو

شادی خطاب میکنم دیگه یه جوری روم مونده

من نوشته های اکثر پیوندای وبلاگ لارس رو خوندم و با طرز فکرهای بیشترتون تا حدی آشنام

و خیلی مترصد فرصت بودم که منم یه جوری خودمو قاطی این داستانا بکنم تا اینکه لارس

نمیدونم چی شد که تصمیم گرفت دیگه وبلاگ ننویسه و اینجا رو داد به من.

 اگه یه جوری من با لارس با هم اینجا رو مینوشتیم واسم خیلی بهتر بود چون نمیدونم

توی یه وبلاگ چی باید نوشت که قشنگ باشه. اما حالا که خودم دارم مینویسم

شاید یه روزی یکی دیگه از دوستام هم اومد تو همین وبلاگ........

تا نوشته های بعدی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |